از دو جنس مختلف يا دو شخص معيّن در ديگرى داخل نمىباشد پس وجهى ندارد كه هردو ثابت نگردد با اينكه اقرار به هردو تعلّق گرفته است .
و اگر ما قبل و ما بعد كلمه [ بل ] هردو مطلق بوده يا يكى مطلق و ديگرى معيّن باشد در صورتى كه ما قبل و ما بعد از حيث مقدار با هم متّحد باشند مانند : له درهم بل درهم يا نظير : له هذا الدّرهم بل درهم يا مثل : له درهم بل هذا الدّرهم ، در اين دو فرض مقرّ به امر واحدى مىباشد منتهى اگر يكى از ما قبل و ما بعد معيّن و ديگرى مطلق مفروض بوده بايد معيّن را بدهد و در صورت عدم تعيين هيچيك حكم واضح و روشن مىباشد .
و اگر ما قبل و ما بعد از نظر كميّت و مقدار با هم مختلف باشند مانند له قفيز بل قفيزان يا مثل : له هذا القفيز بل قفيزان يا نظير : له قفيزان بل هذا القفيز در اين فرض مكلّف است كه مقدار بيشتر را بدهد منتهى اگر مقدار اقل معيّن است همان متعيّن بوده و لازمست آن را به مقدار اكثر تكميل بنمايد .
قوله : و خلاصته انّها حرف اضراب : ضمير مجرورى در [ خلاصته ] به تحقيق راجعست و ضمير منصوبى در [ انّها ] به [ بل ] عود مىكند .
قوله : ان تقدّمها ايجاب : ضمير در [ تقدّمها ] به [ بل ] عود مىنمايد .
قوله : و تلاها مفرد : ضمير مؤنّث به [ بل ] راجعست .
قوله : جعلت ما قبلها كالمسكوت عنه : ضمائر مؤنث به [ بل ] عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 323
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٣