نمودن در معناى [ بل ] مىباشد و خلاصه آن اينست كه :
كلمه [ بل ] حرف اضراب است از اينرو اگر قبل از آن ايجاب بوده و پس از آن كلمه مفردى واقع شود ما قبل را مسكوت عنه قرار داده ، پس نسبت به آن حكمى نه بنحو ايجابى و نه بطور سلبى نمىنمائيم بلكه حكم را براى ما بعد آن مىآوريم چنانچه اگر بگوئيم : جاء زيد بل عمرو بواسطه [ بل ] از حكم بمجئ و عدم آن براى زيد سكوت كرده بلكه مجئ را براى عمرو اثبات مىنمائيم .
و در مورد بحث چون قسمت اوّل كلام بحسب فرض اقرار صحيح بوده و از طرف ديگر بواسطه اضراب حكم مزبور را براى ما بعد اثبات نمودهايم لاجرم هم مقرّ به اوّل به عهده مقرّ ثابت شده و هم آنچه بواسطه اضراب در كلام ذكر گرديده است بر او لازم مىباشد .
و اگر قبل از آن نفى باشد پس كلمه [ بل ] براى تقرير ما قبل بر حكم آن و قرار دادن ضدّش براى ما بعد خود مىباشد .
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
با توجه به آنچه گفتيم ما قبل و ما بعد كلمه [ بل ] در فرض ايجاب از نظر جنس با هم مختلف بوده يا هردو معيّن باشند اضراب مقبول نيست زيرا مستلزم انكار اقرار اوّل بوده و آن مسموع نمىباشد .
مثال اختلاف ما بعد و ما قبل [ بل ] از نظر جنس مانند : له قفيز حنطة بل قفيز شعير .
و مثال معين بودن آن دو نظير : له هذا الدّرهم بل هذا الدّرهم .
لذا در مثال اوّل هم قفيز گندم بعهدهاش آمده و هم قفيز جو و در مثال دوّم نيز هردو درهم بر او لازم است كه بمقرّ له بپردازد زيرا هيچيك
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 322
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٢