فصل دوم مبحث دنبال آمدن منافيات با اقرار
منافى مقبول مصاديقى داشته كه از جمله آنها استثناء است و آن در وقتى پذيرفته است كه مستثنا منه را فرا نگيرد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
منافيات با اقرار بر دو قسم مىباشند : مقبول و مردود .
مقبول افرادى داشته كه از جمله آنها مستثنى است و آن در وقتى مقبول و پذيرفته است كه مستثنا منه را در خود فرا نگيرد اعمّ از آنكه پس از آوردن مستثنا آنچه باقى مىماند كمتر از مخرجات بوده يا با آن مساوى و يا بيشتر از آن باشد و دليل بر مقبول بودنش بطور مطلق اين است كه مستثنى و مستثنى منه مانند شيئ واحد بوده كه در كثرت و قلّت مستثنا تفاوتى نمىباشد .
مضافا به اينكه در قرآن عزير و غير آن از الفاظ فصيحه بطور وفور وارد شده به نحوى كه مستثنا گاهى بيش از افراد باقيمانده بوده و زمانى با آن مساوى و احيانا كمتر از آن مىباشد .
قوله : بما ينافيه : ضمير منصوبى به اقرار راجعست .
قوله : و هو قسمان : ضمير [ هو ] به [ ما ينافى ] راجعست .
قوله : و المقبول منه : يعنى من المنافى .
قوله : لان المستثنى و المستثنى منه الخ : علّت است براى