" أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا " و قوله تعالى : " قالَ فَاشْهَدُوا " و لأنه لولاه لكان هذرا .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و محتمل است بگوئيم لفظ اخير اقرار شمرده مىشود زيرا صدورش بدنبال دعوى خود قرينهاى استكه لفظ را به طرف دعوى منصرف مىنمايد مضافا باينكه از نظر لغت نيز لفظ قابليّت براى اين معنا را دارد چنانچه در فرموده حقتعالى كه مىفرمايد : ءاقررتم و اخذتم عليذلكم اصرى قالوا بلى اقررنا ( آيا اقرار و اعتراف نموده و عهد و پيمان مرا بر خود اخذ نموديد ، گفتند بلى اقرار نموديم ) .
و نيز مانند فرموده ديگر حقتعالى :
قال فاشهدوا و انا معكم من الشّاهدين .
چه آنكه خداوند متعال وقتى كه مىفرمايد فاشهدوا معلوم مىشود كه ايشان اقرار نمودهاند با اينكه تعلّق اقرار را ذكر نكردهاند .
دليل ديگر بر اقرار بودن [ انا مقرّ ] اينست كه اگر آن را اقرار ندانيم بايد كلام هذر و بيهودهاى بوده در حالى كه اصل عدم آن مىباشد .
توضيح
گفته شد جمله [ انا مقرّ ] بدون ذكر تعلّق اقرار يعنى مقرّبه اقرار نيست و با گفتن آن ذمّه گوينده مشغول نمىشود .
حال محتمل است بر تقرير و بيانى اقرار بودن آن را تثبيت نمود و حاصل اين تقرير سه دليل مىباشد .
دليل اوّل : در مقام مرافعه و دعوى اگر زيد مدّعى شد كه از عمرو مبلغى را طلبكار است مثل اظهار داشت از تو مقدار 1000 تومان
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 264
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٤