بفرموده حتقتعالى يعنى [ و لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة ] شده است .
ولى اين قول ضعيف بوده و حكم را در نذر نيز قبول نداريم و بفرض كه در آنجا ثابت باشد قياس اقرار بر آن جايز نيست چه آنكه از نظر ما قياس باطل و فاسد است .
مضافا به اينكه لفظ [ كثير ] در قرآن عزيز در غير اين عدد نيز استعمال شده است مانند : كم من فئة كثيرة يا و ذكرا كثيرا .
اگر ادّعاء شود بودن لفظ [ كثير ] به معناى هشتاد عرف شرعى است پس نمىتوان حمل اقرار بر نذر را قياس شمرد بلكه دليل در هردو باب شئ واحد مىباشد و به اصطلاح اتّحاد طريق ناميده مىشود در جواب گوئيم :
اين ادّعاء خلاف ظاهر است چه آنكه ظاهرا حقيقت شرعيه در لفظ كثير ثابت نمىباشد لاجرم حمل حكم اقرار بر نذر مجرّد قياس مىباشد .
ناگفته نماند كه برخى از اصحاب كلمه [ عظيم ] را نيز به [ كثير ] ملحق كرده و آن را نيز به معناى [ هشتاد ] دانستهاند ولى اين الحاق امر بسيار غريبى است و التزام به آن صحيح نمىباشد .
قوله : و لا فرق فى الابهام و الرّجوع اليه فى التّفسير : ضمير در [ اليه ] به مقرّ راجعست .
قوله : كالنّذر : يعنى در نذر حكم اينستكه اگر كسى نذر نمود عدد كثيرى را به كسى مثلا اعطاء كند در ذمّهاش عدد هشتاد واجب مىشود
قوله : للرّواية الواردة به فيه : ضمير در [ به ] به هشتاد و در [ فيه ] به نذر راجع بوده و احتمال مىتوان آن را به [ كثير ] نيز ارجاع داد .
مؤلف گويد :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 220
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٠