منه إلا أنه لا تصدر عنه الشهادة ، للقطع بعدم تصديقه إياه على كونه ليس لأبيه ، و غايته قيام الاحتمال و هو كاف في عدم اللزوم و عدم صراحة الصيغة في المطلوب ، معتضدا بأصالة براءة الذمة ، مع أن ما ذكر في توجيه اللزوم معارض بالإقرار المعلق على شرط بتقريب ما ذكر .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
با تقريرى كه ذكر شد و اعتمادا به آن بايد اقرار صحيح باشد ولى معذلك اين بيانات و تقريبات مؤثر واقع نشده و معذلك كلّه اقرار باطل است .
مرحوم مصنف مىفرماين :
وجه بطلان اقرار اين است كه ممكنست مقرّ صدق شاهد را مستحيل بداند بخاطر آنكه شهادت وى نزد او امر مستحيلى است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
و مثل اين نحو تكلّمات در گفتگوهاى اهل عرف و عوام فراوان مىباشد چه آنكه بسا ايشان مىگويند : اگر فلانى شهادت دهد كه من از پدرم نيستم او راستگو است .
قطعا گوينده اين عبارت مقصودش اين نيستكه در صورت شهادت فلانى به نبودن وى از پدر اين امر صحّت داشته و خود وى نيز آن را قبول دارد بلكه وى اين كلام را در حالى مىگويد كه قطع و يقين دارد شاهد هرگز چنين شهادتى نخواهد داد و ابدا وى را در اين امر تصديق نمىنمايد از اينرو با قطع بعدم شهادت كلام مذكور را گفته است .
مؤلف گويد :
يا در عرف و محاورات عوام بسيار مىشنويم فلان شخص معسر و فقير
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 189
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٩