برخى از فقهاء فرمودهاند :
شرط است كه عبد مطلقا مسلمان باشد اعمّ از اينكه مولايش مسلمان بوده يا كافر باشد و دليل آن دو امر است :
1 - كلمه [ خير ] كه در آيه شريفه : فكاتبوهم ان علمتم فيهم خيرا ، به عنوان شرط آمده مفهومش شامل [ دين ] بوده و اشتراط تديّن عبد را امر مسلّم و قطعى قرار مىدهد .
2 - يكى از احكام آنست كه اگر عبد مكاتب نتوانست اقساط را بپردازد وى را از زكات كه سهم رقاب باشد آزاد مىنمايند در حالى كه كافر را نميتوان از زكات آزاد نمود و اين مال را صرف وى كرد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلام اين قائل ضعيف و دليلش غير قابل اعتماد مىباشد زيرا :
اوّلا : خير كه به معناى سابقش شامل دين مىشود شرط در امر به كتابت است يعنى شرط وجوب يا استحباب كتابت آن است كه مملوك واجد خير باشد نه اينكه اين معنا در اصل شرعيّت كتابت و اباحه آن نيز شرط باشد و فعلا صحبت ما در جواز يعنى اباحه كتابت عبد كافر مىباشد نه وجوب يا استحبابش .
ثانيا : دادن زكات و صرف آن در مورد عبد مكاتب مشروط است به اينكه مورد استحقاق آن را داشته باشد و با كفر مكاتب اين استحقاق منفى و مسلوب است چنانچه اگر مورد از زكات بىنياز بود جايز نيست مال الزّكاة را صرف آن كرد و اين امر مانع از صحّت كتابت عبد كافر نمىشود نهايتا مىگوئيم در صورت تعذّر اداء قيمت نمىتوان از زكات وى را آزاد كرد چون مورد قابليّت صرف زكات را ندارد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 105
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٥