( ره ) عائد است .
قوله : لافادة الزيادة : ضمير مجرورى در [ افادته ] باجود راجع است .
قوله : لم يفرق بين خلطه بالاجود و غيره : ضمير فاعلى در [ لم يفرق ] بمرحوم مصنف و ضمير مجرورى در [ خلطه ] به موصى به و در [ غيره ] به اجود راجع است .
قوله : فى كونه رجوعا : ضمير در [ كونه ] به خلط راجعست .
قوله : و فى التحرير لم يفرق كذلك : ضمير در [ لم يفرق ] به مرحوم علامه راجع بوده و مقصود از [ كذلك ] اين است كه مرحوم علامه نيز همچون مرحوم مصنف فرق بين اجود و غير اجود نگذاشته .
قوله : فى عدمه : يعنى در عدم حصول رجوع به خلط .
قوله : و الانسب عدم الفرق الخ : مرحوم شارح ميفرمايند :
نه فرموده مصنف و نه فرمايش علامه را مىتوان پذيرفت بلكه مىگوئيم :
اگرچه فرقى بين خلط و در هم نمودن موصى به با اجود يا غير آن نيست ولى اينهم درست نيست كه مانند مرحوم مصنف بگوئيم عدم فرق از اين جهت است كه در هردو صورت خلط موجب رجوع و فسخ مىشود يا نظير مرحوم علامه ملتزم شويم كه عدم فرق به اين ملاحظه است كه فسخ و رجوع به آن حاصل نميشود بلكه ما مىگوئيم :
هريك از اختلاط با اجود و غير اجود ممكن است دلالت بر رجوع داشته و امكان آن هم هست كه به آنها رجوع حاصل نشود لاجرم براى حصول رجوع و عدم تحقق آن نياز به قرينه داريم فلذا پس از
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 460
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٠