بسبب القرابة . و ضعفه واضح ، لأن بذل الثمن في مقابلة ما قطع بزوال ماليته محض التضييع على الوارث .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
در صورتى كه شخص در مرض وفاش بواسطه ارث يا قبول نمودن هبه مالك پدرش شود و وى بلافاصله آزاد گردد همچون مسئله مورد بحث اين انعتاق و رهائى از اصل مال محسوب مىشود و على الاقوى پس از موت وى ورثه او نبايد آزادى پدر ميّت را به حساب ثلثش بگذارند .
اما اگر در مرض وفات پدرش را بواسطه خريدن مالك شد اقوى از نظر ما اين است كه پدر آزاد شده ولى ورثه مشترى پس از فوتش عتق را مىتواند از ثلث حساب كند زيرا عتق مستند است به حصول ملكيّتى كه از ناحيه شراء ناشى و پيدا شده با اين فرض كه مريض در مقابل عوض از مالش آن را داخل ملك خود كرده و سبب خروج آن شده است .
پس مىتوان گفت كه مورّث بنفس خريدنش مالى را كه در ملكش باقى نماند ثمن و عوضى را كه در قبال آن مصرف كرده بر وارث تضييع و تلف نموده است و مثال اين مورد همچون جائى است كه شخص در حال مرض وفاتش متاعى را كه قطع به تلف شدنش دارد بخرد .
سپس مىفرماين :
و محتمل است بگوئيم :
در اين صورت نيز كه شخص در حال مرض وفات پدرش را خريده و سبب آزادى او شده است پس از فوتش ورّاث مىتوانند انعتاق
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 442
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٤٢