نمود و از ثلث ماترك ابتداء باخراج آنها مبادرت شده و سپس باقى وصيّت را به ترتيبى كه در وصيّتنامه آمده از ثلث تكميل نمايند .
و همانطوريكه مرحوم ماتن فرموده اگر در امور وصيّت اصلا واجبى نباشد وظيفه اين است كه به آنچه در وصيّت ابتداء سفارش شده عمل شده و پس از آن به بعدى تا ثلث تمام شود .
حال اگر ثلث باتمام رسيد و از وصيّت هنوز امورى باقى مانده باشد در صورتى كه وارث اجازه ندهند وصيّت نسبت به آنها باطل مىشود .
تنبيه
مقصود از [ اوّل ] كه گفتيم در وقت عمل به وصيّت لازم است آن را مقدّم كنند امرى است كه موصى در مقام ذكر آن را جلو آورده و بدنبالش امرى كه با آن منافى است قرار نداده باشد اعم از اينكه امر دوّم را با كلمه [ ثمّ ] باوّل عطف كرده يا با [ فاء ] آورده و يا با واو ذكر نموده و يااساسا دوّمى را به صورت فصل و قطع از اوّل آورده باشد مثلا موصى در وصيّتش چنين بگويد :
اعطوا فلانا مأة ، اعطوا فلانا خمسين ( بفلانى 100 تومان اعطاء كنيد ، بفلان شخص 50 تومان ) .
و اگر امورى را در وصيّتنامه به ترتيب ذكر نمود و سپس در آخر كلامش گفت از آخر شروع كنيد يا بنحو ديگر دستور داد حكم اين است كه بكلام اخيرش بايد عمل كنند يعنى ترتيب اول اعتبارى ندارد مثلا اگر گفت پس از فوت من 1000 تومان به زيد و 1500 تومان به عمرو
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 360
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦٠