تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
چنانچه اين امر در بنده قابل اتفاق و وقوع است يعنى در بنده مىتوان تصوير نمود كه تمام منافعش از آن موصى له بوده و عين مسلوب المنفعه به وارث منتقل شود و معذلك عين نيز داراى قيمت باشد چه آنكه وارث مىتواند آن را آزاد كرده و لو بابت كفاره‌ايكه به ذمّه‌اش مىباشد فلذا اگر اين عبد نبود الزاما بايد مبالغى صرف مىكرد تا بنده‌اى تهيه كرده و سپس آن را آزاد نمايد اكنون كه بآزادى عبد مزبور اكتفاء كرد پس معادل همان مبالغ اين عبد برايش ارزش و قيمت دارد . و نيز در باغ هم مىتوان عين مسلوب المنفعة را به نحوى تصوير كرد كه براى وارث داراى ارزش و قيمت باشد مثلا اگر تيرها و الوارهاى به كار رفته در باغ شكست به نحوى كه در زمره هيزم و چوب درآمد و به اين اعتبار صدق ثمره و منفعت بر آن نمىكند در اينجا منحصرا وارث مىتواند در آن تصرف كرده و براى مصارفى همچون روشن كردن زير اجاق و اشباه آن به كار ببرد درحاليكه اگر اين هيزمها نميبود براى مصرف مزبور ناچار بود كه مبلغى پول داده و هيزم بخرد ، پس چوبهاى به كار رفته معادل مبلغ پوليكه مىخواست خرج كند قيمت و ارزش دارد . قوله : قوّمت المنفعة على الموصى له و الرقبة على الوارث : مؤلف گويد : مقصود از اين عبارت آنست كه اگر موصى له و وارث نخواستند با هم در عبد يا باغ مذكور به نحوى كه گفته شد ( موصى له مالك منافع و وارث صاحب عين باشد ) شريك باشند و بناء بر جدا شدن گذاردند