اينطور نيست زيرا موصى به هم از نظر موصى و هم از جهت ما مجهول و نامعلوم است بلكه در نفس الامر و واقع نيز معيّن نمىباشد .
در نتيجه بايد گفت وارث در عمل بهريك از افراد مخيّر مىباشد البته در اشكالى كه شد انشاء اللّه عنقريب شطرى از كلام خواهد آمد .
قوله : فى المتواطى : و مقصود همان مشترك معنوى است
قوله : و هو المقول على معنى يشترك فيه : كلمه [ مقول ] به معناى مجهول بوده و ضمير در [ فيه ] به [ معنى ] راجعست .
قوله : و فى المشترك : منظور همان مشترك لفظى است .
قوله : بالوضع الاول : مقصود وضع مستقل و عليحده مىباشد .
مرحوم شارح در حاشيه [ منه ] مىفرماين :
بقيد [ وضع ] از مجاز احتراز نمودم چه آنكه لفظ مجاز اگرچه در دو معنى يا بيشتر از آن استعمال مىشود ولى اينطور نيست كه استعمال مستند به وضع واحد باشد بلكه لفظ ابتداء براى معناى حقيقى وضع شده سپس در معناى دوّمى بدون اينكه از معناى اول نقل داده شده باشد استعمال گرديده همچون لفظ [ اسد ] كه ابتداء براى حيوان مفترس وضع شده و پس از آن در رجل شجاع بواسطه علاقهاى كه بين حيوان مفترس و رجل شجاع است استعمال گرديده و آن علاقه عبارتست از [ شجاعت ] .
و بقيد [ حيثيّت ] از متواطى احتراز جستم زيرا متواطى اگرچه شامل دو معناى مختلف مىشود ولى شمولش نه از اين حيث باشد كه با هم مختلفند بلكه باعتبار اتحادشان در معنائى كه شامل هر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 335
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٥