تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
شده بطورى كه حمل بر هريك از دو معنا مستند به وضع مستقلّى باشد و منشاء استعمال در هردو همان وضع بوده نه امر ديگرى نظير آنچه مرحوم ماتن بعنوان مثال آورده است يعنى [ قوس ] .

دليل تخيير در متواطى

اما دليل بر تخيير وارث در وصيت به متواطى آنست كه : وصيّت به متوطى همان وصيت به ماهيّت است و بديهى است كه ماهيّت بهريك از افراد صادق است نظير وصيّت بعبد چه آنكه ماهيت عبد بهربنده و رقّى صادق مىباشد . و وجه صدق آنست كه مدلول و معناى لفظ همانطورى كه گفته شد ماهيّت كليّه‌اى است كه در صورت مراد بودن آن خصوصيّت فردى افراد ملغى بوده و مقصود اصلى نمىباشند مگر بعنوان تابع در نظر گرفته شوند . و وقتى ماهيّت كليّه با قطع نظر از فرد بخصوص مطلوب بود لاجرم ورثه در تعيين و مشخص كردن هرفردى اختياردار ميباشند چه آنكه متعلّق وصيّت يعنى ماهيّت در هريك از افراد وجود دارد .

دليل تخيير در مشترك

اما دليل بر تخيير وارث در وصيّت بمشترك ( مقصود مشترك لفظى است ) آنست كه :