تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
كلمه [ معتق ] به صيغه اسم فاعل است . و در صورتى لازم است كلمه [ موالى ] بر هردو [ عتيق و معتق ] حمل شود كه هردو وجود داشته باشند و دليل وجوب حمل اين است كه لفظ مزبور شامل هردو مىشود نظير وصيّت بر [ اخوه ] كه هم خواهران و برادران ابوينى را شامل شده و هم ابى و امّى را فرامىگيرد . و دليل ديگر بر اين حمل آن است كه كلمه [ موالى ] جمع است و به ياء متكلم اضافه شده است و در اصول مقرر است كه جمع مضاف نسبت به افرادى كه صلاحيّت فرديّت آن را دارند عموميّت داشته و تمام را شامل مىشود . سپس در ذيل [ الا مع القرينة ] مىفرماين : مقصود قرينه‌اى است كه بر خصوص اراده يكى از اين دو ( معتق و عتيق ) دلالت كند كه در اين فرض بدون اشكال مال را به همان شخص منظور و مقصود مىدهند چنانچه اگر قرينه بر اراده هردو با هم دلالت داشت بدون ترديد لفظ مزبور شامل هردو شده و جملگى مشمول حكم مىباشند و همچنين است اگر از دو جهت صرفا يك جهت وجود داشته باشد مثلا عتيق فقط باقى است كه اين صورت به منزله آنست كه قرينه بر خصوص اراده آن دلالت كند لذا تمام مال الوصيّة فقط بوى داده مىشود . قوله : تحمل على العتيق بمعنى المفعول و المعتق : چه آنكه لفظ [ موالى ] جمع [ مولى ] است و اين كلمه از اضداد است به اين معنا كه هم در آقا استعمال شده و هم در بنده نظير [ قرء ] به ضمّ