با فعل محقق ساخت چنانچه تقارن قبول با ايجاب كه آن نيز يكى از احكام عقود لازمه است در اين عقد شرط نمىباشد بلكه قبول در هروقتى كه واقع شود جايز است اعم از اينكه با ايجاب مقارن بوده يا بينشان فصل و جدائى فاحشى باشد چنانچه مرحوم مصنف در عبارت بعدى به آن تصريح فرموده كه ذكرش خواهد آمد .
قوله : و انما يفتقر اليه : كلمه [ يفتقر ] به صيغه مجهول بوده و ضمير در [ اليه ] بقبول عائد است .
قوله : فيمن يمكن فى حقّه : ضمير مستتر در [ يمكن ] به قبول راجع بوده و ضمير مجرورى در [ فى حقّه ] به [ من موصوله ] راجع است .
قوله : لا غيره : يعنى لا غير المحصور .
قوله : و استفيد من افتقارها : يعنى افتقار الوصية .
قوله : انّها من جملة العقود : ضمير در [ انّها ] به [ وصيّت ] عود مىكند .
قوله : و الموصى له كذلك : مقصود از [ كذلك ] مادام حيّا مىباشد يعنى تا زمانيكه موصى در حيات است موصى له مىتواند رجوع نمايد و ممكن است مقصود حيات موصى له باشد يعنى بگوئيم موصى له تا مادامى كه حيات دارد مىتواند در قبوليكه نموده رجوع نمايد ولى مشروط باينكه بعد از وفات موصى قبول نكرده باشد چه آنكه در اين صورت حق رجوع براى وى نيست و عقد لازم مىشود بنابراين اگر موصى له در زمان حيات موصى قبول نمود و تا زمانى كه زنده بود از قبولش برنگشت تا اينكه موصى فوت شد و پس از او موصى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 183
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٣