كان متبرعا ) لا عوض له مطلقا ، و كذا لو رد من لم يسمع الجعالة على قصد التبرع ، أو به قصد يغاير ما بذله المالك جنسا ، أو وصفا ،
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
م : عامل در صورتى استحقاق اجرت دارد كه جاعل آن را در قبال عمل وى جعل و بذل نموده باشد .
بنابراين اگر وى بدون بذل جاعل اقدام به ردّ گمشده نمود عملش تبرّعى به حساب آمده و ازاينرو اجرتى را مستحق نمىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ بذل جاعل ] در عبارت ماتن ( ره ) استدعاء و درخواست ردّ از ناحيه جاعل مىباشد اعم از اينكه همراه اين درخواست نامى از عوض و بذل آن بياورد يا نياورد بلكه صرف درخواست جاعل از عامل موجب اين مىشود كه در صورت عملى ساختن مطلوب او اجرت به عهده جاعل بيايد .
مؤلف گويد :
اين استفادهاى را كه شارح ( ره ) از عبارت مرحوم ماتن نموده شايد از تعبير مصنف ( ره ) به [ لا يستحق الاجرة ] باشد چه آنكه اجرت در جائى تعبير مىكنند كه عمل در قبال آن محترم باشد و احترام آن در وقتى است كه مستند به استدعاء و درخواست جاعل يا بطور كلّى صاحب عمل باشد .
سپس در ذيل عبارت مصنف ( ره ) كه فرموده [ كان متبرّعا ] مىفرماين :
بنابراين چه وى قصد تبرّع داشته و چه به نيّت دريافت عوض
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 124
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٤