و از نظر حكم مانند همين صورت است اگر عامل عبد را پيدا نمود و به طرف مالكش برد ولى قبل از اينكه او را بدست وى بسپارد عبد فوت كرد اگرچه در خانه مالك اين حادثه رخ دهد كه در اين فرض نيز عامل عوضى مستحق نيست .
سپس مىفرماين :
احتمال دارد بگوئيم در اين فرض اخير عامل عوض را مستحق باشد زيرا عملى كه وى بايد انجام دهد باتمام رسانده و مانعى كه حاصل شده مستند به خالق متعال است نه بوى تا استحقاقش را زائل نمايد .
فرع
اگر عوض بابت رساندن گمشده به شهر يا منزل مالك قرار داده باشد و عامل مردود را به شهر يا خانه رساند ولى بدست مالك نداد به اين معنا كه قبل از ايصال به مالك يا فرار كرد يا فوت نمود در اينجا چون به شرط عمل شده عامل تمام عوض را مستحق است .
قوله : بتسليم المردود الى مالكه : مقصود از [ مردود ] مثلا عبد گمشده يا دابّه ضالّه مىباشد .
قوله : مع الاطلاق : يعنى در ضمن عقد تصريح نكنند كه عبد را بدست مالك برساند .
و وجه حكم در اين صورت آن است كه اطلاق عقد منصرفست به همين صورت يعنى صورتى كه عامل عبد را بدست مالكش بدهد .
قوله : على ايصاله الى يده : ضمير در [ ايصاله ] بمردود
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 122
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٢