شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
مصنف ( ره ) بين اشتراط لزوم و اجل تشريك و تساوى قائل شد از اين تساوى چنين استفاده مىشود كه اين دو از نظر صحت و عدم لزوم با هم يكسانند درحاليكه اين حكم با رأى مشهور مخالف است زيرا ايشان اشتراط لزوم را مبطل عقد ميدانند و دليلشان اين است كه اين شرط با مقتضاى عقد منافات دارد و هرشرط منافى با مقتضاى عقد باطل و موجب بطلان و فساد عقد مىگردد بخلاف شرط اجل زيرا برگشت اين شرط به اين است كه تصرف عامل را بوقت معيّن و خاصّى مقيّد مىنمايند و بديهى است كه تقييد تصرف بوقت خاص با اقتضاى عقد تنافى ندارد و حاصل كلام آنكه مشهور بين اشتراط اجل و اشتراط لزوم تفصيل قائل شده و اولى را غير مبطل و دومى را مبطل عقد مىدانند و چون مرحوم مصنف در اين كتاب بنا بر نقل آراء مشهور دارند در اينجا حكمى كه نقل نموده و بين دو شرط يادشده تساوى قائل شدهاند با رأى مشهور موافق نمىباشد .
توجيه كلام مصنف ( ره )
سپس مرحوم شارح مىفرماين :
ممكن است كلام مصنف ( ره ) را توجيه نمود و بدينوسيله بگوئيم حكم مذكور در اينجا با رأى مشهور تنافى ندارد و حاصل آن اينست :
ممكن است مراد مرحوم مصنف همان رأى مشهور باشد منتهى اينكه بين دو شرط مذكور تشريك و تساوى قائل شده منظورش اينست