الف : در جائى كه از عمل درختكارى مقدار عملى باقى مانده باشد كه بواسطه آن ثمره و ميوه درختان زياتد مىگردد عقد مساقات بر انجام آن صحيح است اعم از اينكه ميوه قبل از عقد ظاهر شده يا ظاهر نشده باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از عملى كه موجب زيادى ثمره شود امثال حرث و سقى و بلند كردن شاخههاى درخت انگور و گذاردن روى چوب و داربست و گرد نر به درخت خرما دادن جهت اصلاح ميوه آن مىباشد .
و مرحوم مصنف با اين قيد ( عمل تزيد به الثمرة ) از اعمالى كه موجب ازدياد ثمره نشده و در آن دخالتى ندارند همچون قطع نمودن شاخهها و حفاظت او آنها و نقل دادن از مكانى به مكان ديگر و بريدن چوبهائى كه بواسطه آن شيره مىسازند چه آنكه باجماع تمام فقهاء مساقات بر اين قبيل اعمال صحيح نيست .
بلى : بر اين گونه اعمال كه باقى مانده است مىتوان عقد اجاره يا جعاله و يا صلح واقع ساخت و عوض در آن را جزئى از ميوههاى درخت را قرار داد .
قوله : عمل تزيد به الثمرة : ضمير در [ به ] به عمل راجع است .
قوله : ظهرت قبل العقد : ضمير در [ ظهرت ] به ثمره راجع است .
قوله : و المراد بما فيه : ضمير در [ فيه ] به ماء موصوله راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 333
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٣