و عبارتى كه در عقد مزارعه مالك زمين ميگويد يكى از عبائر ذيل است :
زارعتك ( عقد مزارعه با تو خواندم ) ، عاملتك ( با تو معامله نمودم ) سلّمتها اليك ( به تو زمين را تسليم نمودم ) و نظير اين الفاظ .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مانند اينكه بگويد : قبلتك هذه الارض ( اين زمين را به قبول تو دادم ) و مشابه اين لفظ از الفاظى كه در آن صيغه ماضى به كار رفته و بطور صريح بر انشاء عقد دلالت دارد .
ولى ناگفته نماند كه مشهور اجراء اين عقد را بلفظ امر نيز تجويز فرمودهاند مثل اينكه مالك زمين بگويد :
ازرع هذه الارض ( در اين زمين زراعت كن ) .
و دليلشان روايتى است كه از حيث دلالت قاصر بوده و براى اخراج اين عقد از قاعده كلى كه در تمام عقود جارى است وافى نمىباشد ، بنابراين گفتن و القاء صيغه غير ماضى ممنوع مىباشد .
قوله : و عبارتها : يعنى عبارت مزارعه .
قوله : او سلّمتها اليك : ضمير مؤنث به زمين عائد است .
قوله : و المشهور جوازها به صيغه ازرع الخ : ضمير در [ جوازها ] بمزارعه راجعست .
قوله : استنادا الى رواية قاصرة : روايت مزبور را مرحوم شيخ طوسى در كتاب تهذيب طبع قديم ج 2 ص 171 به اين شرح نقل فرموده :
حسين بن سعيد از نضر بن سويد از عبد اللّه بن سنان از
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 277
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٧