تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و معنى عدم قبول قوله فيه الحكم بضمانه للمثل ، أو القيمة حيث يتعذر العين ، لا الحكم بالعين مطلقا ، لما تقدم في دعوى التلف شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : ط : اگر مستعير ادعاء نمود كه عاريه را رد نموده و مالك آن را انكار كرد حكم اين است كه مالك قسم بخورد . شارح ( ره ) مىفرماين : دليل اين حكم آن است كه اصل عدم رد است و از طرفى مستعير مال را جهت مصلحت خويش قبض نموده ، لذا قولش در اين ادعاء مسموع نيست بخلاف ودعى و امانت‌دار كه در ادعاى رد كلامش مقبول مىباشد . سپس مىفرماين : و معناى عدم قبول قول مستعير در ادعاء رد اين است كه وى را محكوم بضمان دانسته و او را به رد نمودن مثل يا قيمت مكلّف ميكنند . لازم بتوضيح است كه تكليف به مثل ( در مثلى ) و قيمت ( در قيمى ) در جائى است كه رد عين متعذر باشد نه آنكه او را به طور مطلق موظف به پرداخت ايندو بدانند چنانچه دليل آن در دعواى تلف گذشت . مؤلف گويد : مقصود از [ دليل در دعواى تلف ] در اينجا اين استكه اگر در صورت تعذر عين بخواهيم مستعير را مكلّف به رد عين بدانيم چون بر رد كردن آن قادر نيست لازم است وى را زندان مؤبد و دائمى