شرط است كه معير ( عاريهدهنده ) كامل و جايز التصرف باشد ولى عاريه دادن طفل با اذن ولىّ جايز است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اين است كه طفل مال خود يا ولى را با اذن وى عاريه دهد كه در هردو صورت چنين عاريهاى صحيح است ، زيرا مقصود حصول اذن از ولىّ است و همين مقدار در تحقق عقد عاريه كافيست .
ناگفته نماند كه صحت عقد در صورت اخير زمانى استكه مستعير اذن ولىّ را احراز نموده باشد و در غير اين صورت به صرف كلام طفل و ادعاى وى نمىتوان شرعا اكتفاء نمود مگر در مورديكه با كلامش قرائنى منضم نموده كه ظن قريب به علم از آن حاصل شود مثل اينكه مستعير از ولىّ طفل عاريهاى طلب كند و پس از آن طفل آن را بياورد و اظهار كند كه ولىّ او را فرستاده و نيز قرائنى شبيه و مانند اين مورد .
چنانچه بقول كودك در فرستادن هديه و تعارفى و نيز در داخل شدن به منزل در صورتى كه قرائن مفيد ظن با آن همراه باشد مىتوان اعتماد نمود .
قوله : لمال نفسه و وليّه : ضمير در [ نفسه ] و [ وليّه ] به صبّى راجعست .
قوله : و هو كاف : ضمير [ هو ] به اذن الولىّ راجعست .
قوله : هذا اذا علم المستعير : مشار اليه [ هذا ] جواز عاريه دادن صبّى است .
قوله : و الا لم يقبل قول الصبّى فى حقه : يعنى در حق ولىّ .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 223
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢٣