دنبال خريدن عتق است لذا وقتى ثمن را صرف آن نمودند مضاربه باطل مىگردد و چون اين امر با اذن مالك بوده و از طرفى عمل محترم و اجرتدار است و ربح حاصلشده صرفا متوجه مالك شده است لاجرم بر وى لازم است اجرت عامل را بوى بسپارد .
مؤلف گويد :
البته تصوير ربح در اين مورد باينگونه است كه عامل مثلا پدر مالك را به 1000 تومان خريده درحالىكه در بازار قيمتش 1500 تومان بوده و وى را به اين قيمت از او ميخرند پس اگر مانع در بين نمىبود بعد از فروش 500 تومان ربح عائد مىشد و همين مقدار براى تصوير حصول ربح كافيست .
و بعبارت ديگر ربح شأنى و بالقوه در اينجا مراد است نه ربح فعلى .
قوله : سواء ظهر فيه ربح ام لا : ضمير در [ فيه ] به شراء الاب راجعست .
قوله : اما مع عدمه فظاهر : ضمير در [ عدمه ] بربح راجع بوده و كلمه [ ظاهر ] خبر است براى مبتداء محذوف و تقدير كلام چنين است : اما مع عدم الربح فاستحقاقه للاجرة ظاهر .
قوله : الا على الاحتمال السابق : مقصود از [ احتمال سابق ] اشكالى بود كه مرحوم شارح با عبارت [ و ربما يشكل الحكم - بالاجرة الى آخره ] در ذيل عبارت متن يعنى [ و لو فسخ المالك فللعامل اجرة مثله الخ ] به آن اشاره فرمود .
قوله : فيما لو فسخ المالك بنفسه : ضمير در [ بنفسه ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 110
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٠