موصوله عائد است .
قوله : اذ العبرة به : ضمير در [ به ] به قصد عود مىكند .
قوله : كاشف عنه : يعنى كاشف از قصد است .
متن :
و كذا لو كان عليه دين خال عن الرهن ، و آخر به رهن فادعى الدفع عن المرهون به ليفك الرهن ، و ادعى الغريم الدفع عن الخالي ليبقى الرهن فالقول قول الدافع مع يمينه ، لأن الاختلاف يرجع إلى قصده الذي لا يعلم إلا من قبله كالأول .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و همچنين قول دافع را مقدم مىدارند در جائى كه به عهده وى قرضى باشد خالى از رهن و قرضى ديگر كه در قبالش وثيقه قرار داده حال ادعا مىكند كه دفع اين پول به منظور پرداخت دينى است كه در مقابلش رهن مىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
غرض دافع اين است كه بدين وسيله رهن را فك كند ولى طلبكار يعنى مرتهن مدعى است كه دفع پول بابت پرداخت قرضى است كه در ازاء آن رهن نمىباشد و اين به منظور آن است كه رهن را باقى بدارد بهرحال در اين صورت نيز همچون فرض قبلى دافع را به خوردن قسم مكلّف كرده و بعد از آن مدعاى وى را بر ادعاى مرتهن مقدم مىكنند و دليل آن اين است كه اختلاف در اينجا نيز راجع به قصد و نيّت او است كه طريق علم به آن منحصرا خود وى مىباشد و معقول نيست كه ادعاى ديگرى را در اين امر بر مدعاى او مقدم كنند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 316
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٦