مالك مال مىگويد اين مال نزد تو بعنوان وديعه و امانت مىباشد ولى نگهدارنده مال مدعى است كه بعنوان رهن بوده و من مرتهن مىباشم .
و وجه تقديم قول مالك سه امر است :
1 - اصل اين است كه رهن نباشد .
2 - آنكه وى منكر مىباشد .
3 - روايت صحيحهاى در اين مقام وارد شده كه دلالت بر تقديم قول مالك دارد .
و در مقابل برخى از فقهاء فرمودهاند :
قول ممسك و نگهدارنده مال مقدم بوده و لازم استكه وى قسم بخورد و دليل ايشان روايتى است كه بحسب سند ضعيف مىباشد .
بعضى ديگر مىگويند :
اگر مالك قبول دارد كه به نگهدارنده مال بدهكار است حق بجانب ممسك بوده و مال نزد وى رهن است و اگر مالك انكار بدهى به او را دارد قول وى مقدم بوده و مال برسم وديعه نزد ممسك مىباشد .
و دليل ايشان دو امر است :
1 - جمع بين اخبار .
2 - وجود قرينه .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
اخبارى كه دلالت بر قول مشهورن نموده و ادعاى مالك را بر ممسك مقدم داشته نسبت به اخبارى كه قول ممسك را بر ادعاى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 302
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٢