ب : امانت مالكيّه .
امانت شرعيّه : آن است كه مال شخصى نزد - ديگرى قرار مىگيرد به نحوى كه مالكش در اين امر دخالتى نداشته بلكه احيانا از آن غافل است چنانچه باد لباسى را از منزل كسى به خانه همسايه بياورد كه در اينجا اين لباس در دست صاحب خانه امانت است و چون شارع وى را امانتدار قرار داده نه مالك از اينرو به آن امانت شرعيّه گويند .
و حكم اين قسم از امانت آن است كه بعد از قرار گرفتن مال در دست همسايه مثلا فورا و بدون اينكه منتظر مطالبه مالك باشد بايد امانت را به صاحبش مسترد دارد .
امانت مالكيه : آن استكه مالك مالش را در اختيار كسى گذارد كه جهت او حفاظت نمايد و چون مالك وى را امانتدار قرار داده به آن امانت مالكيّه گويند .
و حكم آن چنانچه گذشت آن است كه تا مالكش مطالبه نكرده ردّ آن بوى لازم نيست .
قوله : لانّه مقبوض باذنه و قد كان وثيقة و امانة : ضمير در [ لانّه ] بمال الرهن راجع بوده و ضمير در [ باذنه ] به راهن و جمله [ و قد كان وثيقة و امانة ] حال است از [ مقبوض ] و اينعبارت را مرحوم شارح بعنوان علّت براى امانت مالكيه بودن آوردهاند .
قوله : فاذا انتفى الاول : مقصود از [ الاول ] وثيقه - است .
قوله : بقى الثانى : منظور امانت مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 277
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧٧