دليل جواز استقلال در استيفاء اين است كه چون مرتهن بر ثبوت حقش شاهد ندارد لاجرم اگر صورت منازعه را نزد حاكم برده و ورّاث منكر حق بشوند حاكم بعد از قسم قول آنها را مقدم داشته و حكم بعدم دين و رهن مىنمايد از اينرو شارع بوى چنين اجازهاى داده كه بدون اذن ورّاث در اينجا مىتواند حق خود را از رهن استيفاء كند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مناط و مرجع در تحقق خوفى كه با وجودش استقلال در استيفاء براى مرتهن ثابت مىگردد بودن قرائن و اماراتى است كه موجب ظن قوى به انكار ورّاث مىشود .
قوله : مع يمينه : ضمير به [ وارث ] عائد است .
قوله : بجحوده : كلمه [ جحود ] به معناى انكار بوده و ضمير در آن به [ وارث ] راجع است .
متن :
و كذا يجوز له ذلك لو خاف جحود الراهن و لم يكن وكيلا ، و لو كان له بينة مقبولة عند الحاكم لم يجز له الاستقلال بدون إذنه .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و همچنين براى مرتهن جايز است بدون اذن حق خودش را از رهن استيفاء كند در موردى كه از خود راهن خائف باشد و گمان قوى داشته باشد كه در اين صورت استيذان وى منكر اصل حق و دين بگردد و در نتيجه كارشان بمنازعه كشيده و بالاخره محتاج به مراجعه به حاكم شوند و بديهى است كه در صورت عرضه مرافعه نزد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 254
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٤