اساسا به ملاحظه غيبت و علت ديگرى بوى دسترسى نيست مرتهن بايد به حاكم شرع رجوع كرده و از او اجازه بگيرد و در صورتى كه اين امر نيز متعذر شد و موفق به اذن از وى نرديد خود انفاق نموده منتهى نيّتش اين باشد كه بعدا از رهن غرامت و هزينهايكه متحمل شده بگيرد منتهى براى اينكه در وقت رجوع براهن مقدار خرج شده و همچنين اصل آن را بتواند اثبات كند لازم است شاهد اختيار كند تا براى اثبات مدعايش نيازى به خوردن قسم نداشته باشد .
حال اگر شاهد نگرفت و بدون گواه قرار دادن متصدى و مباشر اين عمل شد از نظر ما اقوى اين است كه ادعايش را به مقدار عرفى مىپذيرند منتهى لازم است قسم نيز بخورد و پس از اثبات مدعا به راهن رجوع كرده و مقدار خرج شده را دريافت مىنمايد .
قوله : و لو احتاج الى مؤنة : ضمير فاعلى در [ احتاج ] به مال الرهن راجع است .
قوله : فعلى الراهن مؤنته : ضمير در [ مؤنته ] به رهن عائد است .
قوله : لانه المالك : ضمير در [ لانه ] به راهن عائد است .
قوله : فان كان فى يد المرتهن : اسم [ كان ] ضميرى است كه برهن عائد است .
قوله : و بذلها الراهن : ضمير در [ بذلها ] بمؤنه راجع است .
قوله : او امره بها : ضمير فاعلى در [ امره ] به راهن و
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 247
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٧