نتيجه است و معناى عبارت چنين مىشود : پس نتيجه اين شد كه استيفاء از مال وقف وجهى نداردن چه بتوان آن را فروخت و چه جايز نباشد .
قوله : بعدم وجوب اقامة بدله : يعنى بدل وقف .
قوله : امكن رهنه : يعنى رهن وقف .
قوله : حيث يجوز بيعه : يعنى بيع وقف .
متن :
و يصح الرهن في زمن الخيار لثبوت الثمن في الذمة و إن لم يكن مستقرا
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر شخصى متاعى را به بيع نسيه خريد و در عقد خيار قرار دادند حال بايع مىتواند در مدت خيار به مشترى بگويد مبيع نزد من رهن است تا ثمن را بياورى .
شارح ( ره ) مىفرماين :
وجه صحت اين رهن اين است كه مشترى ثمن در ذمهاش بوده و به بايع بدهكار است و از طرفى مالك مبيع نيز شده لذا مىتواند آن را بابت دينش نزد بايع طلبكار رهن و گرو بگذارد اگرچه به ملاحظه خيارى بودن عقد دين و بدهى او مستقر و قطعى نيست چه بسا ممكن است از خيار استفاده نموده و عقد را فسخ كند ولى درعينحال تا معامله فسخ نشده چون اركان تحقق رهن موجود مىباشد لاجرم وجهى براى بطلان رهن به نظر نمىرسد .
مترجم گويد :
ظاهر عبارت مصنف ( ره ) با قطع نظر از شرح اين است كه مثلا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 198
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٩٨