در مقابل دين در مثال ياد شده تكلّفى بيش نيست چه آنكه ظاهر اين است كه [ رهن ] در مقابل عين يعنى كتابى است كه عمرو از زيد دريافت ننموده .
ثانيا احتمال اينكه معامله شايد فاسد درآيد و ذمه زيد در قبال پولى كه گرفته مشغول شده و گرفتن رهن در مقابل آن باشد مصحّح اين معنا نيست كه حتما اخذ رهن در مقابل دين است زيرا چه بسيار اين احتمال تحقق نيافته و معامله به حال خود باقى مانده و بعد از موعد معيّن زيد كتاب را به عمرو مسترد مىدارد و معلوم مىشود منحصرا رهن در مقابل همان عينى كه كتاب باشد قرار گرفته بوده .
قوله : على غيره : يعنى غير دين .
قوله : بجواز الرهن عليه : يعنى بر غير دين .
قوله : و على ما يمكن تطرق الخ : عطف است بر ضمير مجرور در [ عليه ] و كلمه [ تطرق ] به معناى عروض است .
قوله : كالمبيع و ثمنه : گرفتن رهن در مقابل مبيع نوعا در بيع [ سلم و سلف ] مرسوم است كه مشترى بعد از دادن پول و نگرفتن مبيع در مقابلش از بايع گرون مىگيرد چنانچه اخذ رهن در قبال ثمن عادتا در بيع نسيه مىباشد كه بايع وقتى مبيع را به مشترى داد و ثمن را از وى دريافت نكرد در مقابل وثيقه مىگيرد .
قوله : باستحقاقهما : يعنى هركدام از اين دو احتمالا ممكن است مستحقا للغير درآيند .
قوله : او على ان الرهن عليها : عطف است بر [ عدم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 129
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٩