شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
مصنف ( ره ) در تعريف كلمه [ دين ] را با الف و لام تعريف آورد و فرمود [ للدّين ] بدون اينكه آن را به مرتهن نسبت دهد يعنى نفرمود [ و هو وثيقة لدين المرتهن ] و جهت آن اين است كه خواست از لزوم اشكال دور احتراز و اجتناب نمايد چه آنكه در صورت اضافه دين به مرتهن تعريف دورى مىشود .
تقرير دور
مؤلف گويد :
دور عبارتست از توقّف الشّئ على نفسه يعنى حقيقت و ماهيّت امرى متوقف بر خودش باشد و پرواضح است كه اين معنا مستحيل و غير ممكن است زيرا لازمه آن اين است كه امر مزبور قبل از خودش تحقق داشته باشد ، با توجه به اين مقدمه مىگوئيم :
بيان لزوم دور در اينجا محتاج به ذكر مقدمهاى است به شرح زير :
تصوّر مصدر قبل از تصور مشتقات بوده از اينرو مىتوان گفت تصوّر مشتقات متوقف بتصور مصدر مىباشد پس قبل از تصور ضرب هرگز تصوّر ضارب ممكن و ميسر نمىگردد .
لذا در مورد بحث مىگوئيم :
كلمه [ مرتهن ] بملاحظه اينكه اسم فاعل و مشتق از [ رهن ] است در تصوّر متوقّف به آن مىباشد پس اگر در تعريف [ رهن ] بگوئيم :