تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
است كه مىگوئيم : كلمه [ وثيقة ] خبر است براى [ هو ] و مرجع [ هو ] كلمه [ الرهن ] است و در محلش مقرّر است كه هرگاه ضميرى مبتداء واقع شد در تذكير و تأنيثش دو وجه جايز است : الف : رعايت تطابقش با خبر مؤنث . ب : رعايت تطابقش با مرجع كه مذكر است . در اينجا نيز مىگوئيم عدم تطابق مبتداء با خبر بملاحظه رعايت مطابقتش با مرجع كه [ الرهن ] است مىباشد از اينرو ايراد سابق الذكر وارد نيست . قوله : اى موثوق به لاجل الدين : مثلا زيد 1000 تومان به عمرو قرض مىدهد و در قبالش متاعى كه به قدر 1000 تومان يا بيشتر است رهن و گرو مىگيرد در اينجا به اين مال [ موثوق به ] يا رهن مىگويند . قوله : لنقل اللفظ من الوصفيه الى الاسميه : مقصود از [ وصفيّت ] معناى وصفى اين كلمه است چه آنكه قبل از نقل صفت مشبهه بوده است و مراد از [ اسمية ] اينست كه بعد از نقل علم شده براى آن مالى كه گرو برميدارند چنانچه حرف [ تاء ] در [ حقيقه ] نيز همينطور است زيرا كلمه حقيق صفت مشبهه است و بعد از الحاق تاء و گفتن حقيقت علم است براى هرشئ كه داراى واقعيّت باشد در مقابل مجاز . متن : و أتى بالدين معرفا من غير نسبة له إلى المرتهن حذرا من الدور باعتبار أخذه في التعريف .