اگر دو نفر در جامهايكه مقدار بيشترش در دست يكى از آن دو است با هم نزاع نمودند حكم اينستكه هردو در آن با هم مساويند .
شارح ( ره ) مىفرماين : زيرا هردو در اصل يد با هم متساويند و براى قوت يد ترجيحى نمىباشد .
البته اگرچه از نظر تصرف با هم متفاوت بوده چه آنكه يكى از آن دو در جامه تصرف بيشترى داشته و ديگرى كمتر ولى اينمقدار اختلاف موجب تقديم يكى بر ديگرى نمىباشد چه آنكه هردو تصرف از يك وادى مىباشد بخلاف ركوب و قبض لجام در فرع قبلى كه با هم متفاوت بوده و چنانچه گفته شد ركوبن بر قبض مقدم است . بلى اگر در نزاع بر سر جامه يكى از متنازعين جامه را در دست داشته و ديگرى آن را بتن پوشيده باشد حكمش مانند مسئله راكب و قابض بوده و على القاعده لا بس يعنى كسى كه لباس را پوشيده قولش مقدم است زيرا تصرف وى بر ديگرى بيشتر است بعد از اينكه در اصل يد با هم اشتراك دارند .
قوله : و لو تنازعا ثوبا فى يد احدهما اكثره : كلمه [ ثوبا ] نصبش از باب اينستكه منصوب بنزع خافض بوده و در تقدير و لو تنازعا فى ثوب است و كلمه [ فى يد ] جار و مجرور متعلق به [ اكثره ] است و ضمير در [ اكثره ] به [ ثوب ] راجعست و تقدير عبارت چنين مىباشد : و لو تنازعا فى ثوب اكثره فى يد احدهما . قوله : لاشتراكهما فى اليد : ضمير تثنيه بمتنازعين راجعست . قوله : و لا ترجيح لقوتها : ضمير در [ لقوتها ] به يد عائد است . قوله : و لكنّه من واد واحد : ضمير در [ لكنه ] باختلاف التصرف كثرة و قلة عائد است . قوله : نعم لو كان احدهما : يعنى احد المتنازعين . قوله : مسكا له و الآخر لابسا : ضمير در [ له ] به ثوب عائد است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 243
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٤٣