سيراب نمودن با آب را مىتوان عوض صلح قرار داد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
يعنى در جائى مورد صلح عين يا منفعتى بوده كه عوضش را سيراب نمودن باغ يا مزرعهاى مثلا قرار دهند .
مؤلف گويد :
مثلا زيد با عمرو در متاعى چون فرشى نزاع داشته و هركدام مدعى آن هستند حال اگر در مقام فيصله دادن به نزاع با هم صلح نموده كه فرش از آن زيد بوده منتهى در مقابل آن باغ عمرو يا مزرعه وى را به مدت معيّنى آبيارى كند .
قوله : مورده : يعنى مورد صلح .
متن :
و كذا يجوز كونه موردا له ، و عوضه أمرا آخر كذلك .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و همچنين جايز است سيرآب نمودن با آب را مورد صلح قرار دهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
يعنى عوض را امر ديگرى همچون عين و منفعت قرار دهند .
مؤلف گويد :
مثلا زيد و عمرو در آبيارى باغ و مزرعهاى با هم نزاع نموده و هركدام مدعى بوده كه ديگرى اين كار را بايد بكند سپس جهت فيصله دادن نزاع با هم صلح نموده كه متصدى اين امر زيد شده و در قبال عين يا منفعتى را عمرو به وى بعنوان عوض واگذار نمايد .
كه در اين مثال مورد صلح آبيارى باغ يا مزرعه بوده و عوضش
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 206
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٦