صاحب دو قفيز در واقع شش سدس داشته و دارنده قفيز سه سدس و فرض اين است كه مجموع نه سدس مىشود بنابراين نسبت سهم صاحب يك قفيز به دو قفيز نسبت ثلث به دو ثلث و بملاحظه مجموع يك ثلث از تمام مىباشد لذا به همين نسبت بهريك ضرر وارد مىشود بنابراين از دو قفيز باقيمانده كه شش سدس هست به صاحب دو قفيز دو سدس و به دارنده يك قفيز يك سدس ضرر وارد شده و در نتيجه به كسى كه دو قفيز داشته چهار سدس و به آنكه مالك يك قفيز بوده دو سدس بايد داد .
و بعبارت ديگر به مالك دو قفيز دو ثلث و بك يك قفيز يك ثلث داده مىشود .
قوله : قفيز و ثلث : يعنى ثلث يك قفيز .
قوله : لانّه مختص باحدهما : ضمير در [ لانه ] به [ ذاهب ] راجع است .
متن :
الثانية يجوز جعل السقي بالماء عوضا للصلح بأن يكون مورده أمرا آخر من عين ، أو منفعة .
مسئله دوم
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :