احتراز نمود چه آنكه در اين صورت ودعى ضامن مال تالف بوده و بر وى لازم است كه به دو در هم نزدش يك در هم اضافه كرده و سه در هم را بين دو مالك تقسيم كرده و به هيچيك ضرر وارد نكند يعنى به صاحب دو در هم همان دو در هم و به صاحب يكدرهم همان يكدرهم را بدهد .
حال چهبسا در همين صورت نزاع به اين نحو واقع مىشود كه صاحب يكدرهم مىگويد اين درهمى كه به من دادهاى عين مال من نبوده و در هم من را به ديگرى دادهاى و صاحب دو در هم مدعى است كه عين مالش به او داده شده يا بالعكس صاحب دو در هم به ودعى مىگويد مال تالف از ديگرى بوده و مال من تلف نشده و درهميكه به ديگرى دادهاى از آن من است ولى صاحب در هم مىگويد مال من تلف نشده و همين است كه به من داده شده است در اينجا چون در تقسيم دراهم بين خود توافق و سازش ندارند از اينرو حق اين است كه در اين مورد نيز قرعه لازم و واجب مىباشد .
قوله : من عدم تعرّض الاصحاب له : ضمير در [ له ] به [ يمين ] عود مىكند .
قوله : و ربما امتنع هنا : ضمير مستتر در [ امتنع ] به يمين عائد است .
قوله : و احترز بالتلف لا عن تفريط : حق در عبارت اين است كه گفته شود :
و احترز بالمزج لا عن تفريط الخ :
قوله : فيضم اليهما : ضمير فاعلى در [ فيضم ] به [ ودعى ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 202
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٢