هريك مبلغ 10000 تومان بعنوان سرمايه در بين نهاده كه بمدّت دو سال با هم شركتا كار نمايند و بعد از انقضاء اين زمان و قبل از تصفيه محاسبات و گرفتن مطالبات و پرداختن بدهىها با هم صلح كردند كه حسن مثلا 10000 تومان خودش را بردارد و باقىمانده آنكه عبارتست از 10000 تومان ديگر با مجموع بدهىها و مطالبات متعلق به حسين باشد كه قهرا حسين نيز بعد از تصفيه محاسبات يا اصل پولى كه سرمايهگذارى نموده به دستش آمده بدون كم و زياد و يا آنكه بملاحظه ازدياد بدهىها از آن هم كمتر عائدش مىشود و در نتيجه ضرر مىنمايد و يا به اعتبار كثرت مطالبات بيش از مبلغى كه - سرمايهاش بوده نصيبش مىشود و در واقع سود مىبرد .
قوله : و ارادة فسخها : يعنى فسخ شركت .
قوله : ليكون الزيادة مع من هى معه بمنزلة الهبة : ضمير [ هى ] بزيادة و ضمير در [ معه ] به [ من موصوله ] عائدست . مثلا در مالى كه ذكر نموديم اگر بعد از تصفيه حساب مبلغ 15000 تومان نصيب حسين شد در اينجا اگر شركت را بهم نزده بودند و به مصالحه از هم جدا نمىشدند قاعدهاش اين بود كه مبلغ 5000 تومان اضافه را بين خود تنصيف مىكردند و هريك مقدار 2500 تومان بر مىداشتند پس صلح موجب شد كه حسين مقدار 2500 تومان بيش از سهم خود عائدش شود و در واقع اين عائدى بمنزله اينستكه حسن آن را بوى هبه نموده چنانچه اگر بعد از تصفيه محاسبات سهمش 8000 تومان بشود و مبلغ 2000 تومان از اصل سرمايه بوى كمتر برسد على - القاعده مىبايد بهركدام 9000 تومان داده شده و مبلغ 2000 تومان
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 170
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٠