متن :
و أما ، ما لا تبقى الحياة بدونه مع عدم إطلاق اسم الجملة عليه حقيقة فغايته أن إطلاقه عليها مجاز ، و هو ، غير كاف في إثبات الأحكام الشرعية ، و يلزم مثله في كل جزء من البدن ، و المنع في الجميع أوجه ، أو إلحاق الرأس و الوجه مع قصد الجملة بهما .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
و اما اگر از لفظى كه موضوع براى عضو رئيسه هست و روح بدون آن باقى نمىماند جمله و ذات شخص را اراده نمود ، در صورتى كه بطور حقيقت آن را بر كل اطلاق نكنند بلكه نهايتا بطور مجاز آن را در كل استعمال نمايند چون اين مقدار از اطلاق كافى در اثبات احكام شرعيه نبوده لاجرم كفالت در اين فرض نيز باطل است و لازمه اين حكم آن است كه در هرجزئى از بدن حكم كفالت - چنين باشد .
در نتيجه مىگوئيم در تمام صور اطلاق جزء و اراده كل اعم از آنكه جزء از اجزاء رئيسه بوده يا غير آن باشد لفظ وجه و رأس بوده يا ديگر اعضاء باشند حكم آنست كه اطلاقشان ممنوع و كفالت باطل مىباشد يا بگوئيم تنها در خصوص دو لفظ [ رأس ] و [ وجه ] اگر از آن دو كل مراد باشد ملحق به آن فرضى است كه در عقد كفالت لفظ كل را بياورد .
مؤلف گويد :
شايد الحاق خصوص ايندو لفظ بكل طبق احتمال اخير وجهش اين باشد كه اطلاق ايندو لفظ و اراده كل در عرف به حدى شايع
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 147
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٧