1 - كتاب به اسب .
2 - اسب به گوسفند .
3 - گوسفند به فرش .
4 - فرش به عبد .
كه تنها عقد اولى عبارت است از عقد فضولى بر مثمن ولى سه عقد ديگر تمام عقود فضولى مترتب بر ثمن مىباشند و چنانچه ملاحظه مىشود در اينفرض بايع در تمام عقود متحد است و آن همان فضولى اولى است حال عقود مترتب بر مثمن را تشريح كنيم :
گفته شد كتاب را فضول به عمرو فروخت و اسب را در مقابلش گرفت در اينجا اگر عمرو آن را نفروخت و همچنان نگهداشت اينمثال مىشود براى مورديكه فقط عقود فضولى بر ثمن واقع شوند ولى اگر او نيز آن را طبق توضيح ذيل معامله كرد و فروخت مثال مزبور شاهد براى موردى مىشوند كه عقود متعدده فضولى بر ثمن و مثمن واقع شدهاند چنانچه اگر معاملات واقعه تنها روى كتاب واقع شود بدون اثمانش آن را مثال براى ترتب عقود فضول بر مثمن قرار مىدهند .
و بهر تقدير در مثال گذشته اگر عمرو كه كتاب را در قبال اسب خريده آن را به خالد در مقابل عبائى فروخت ( يعنى كتاب را مثمن و عباء را ثمن قرار داد ) و سپس خالد كتاب را بحسن در مقابل شمشيرى فروخت و پس از آن حسن كتاب را به حسين در مقابل چراغى معامله كرد و آن را قبض نمود .
پس تا اينجا چهار معامله روى كتاب واقع شده كه تمام از قبيل عقود مترتب بر مثمن مىباشند و چنانچه ملاحظه مىشود در اين فرض
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 93
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٣