مقصود از ( كذلك ) مطابقت با واقع مىباشد .
قوله : و يصدق اه : ضمير مستتر در ( يصدق ) به ذهاب عين راجع است .
قوله : مع احتمال العدم : يعنى عدم تحقق ذهاب .
قوله : فلا اثر له : يعنى اثرى براى اين گونه تصرفها نيست به اين معنا كه معاطات به حال عدم لزوم باقى است .
قوله : نظر : مبتداء مؤخر است براى خبر مقدم يعنى ( و فى صبغه ) و مقصود از ( نظر ) وجود دو احتمال است .
متن :
و على تقدير الرجوع في العين قد استعملها من انتقلت إليه يأخذه به غير أجرة ، لإذنه في التصرف مجانا ، و لو نمت و تلف النماء فلا رجوع به كالأصل ، و إلا فالوجهان .
شرح فارسى :
شارح ( ره ) مىفرماين :
در مواردى كه حق رجوع براى متعاطيين هست اگر يكى از آن دو رجوع نمود و متاع خويش را مطالبه كرد و طرف ديگر از آن استفاده و بهره برده باشد صاحب متاع حق گرفتن اجرت ندارد زيرا خودش بوى اذن در تصرّف داده و او را بر اين متاع مجّانا مسلط كرده است و اين قبيل تصرفات كه مستند به اذن باشد ضمانآور نيست .
و در صورتى كه متاع نماء و ثمرهاى داشته و طرف مقابل از آنها نيز استفاده كرده و تلف نموده باشد باز صاحب متاع نمىتواند وى را در قبال آنها ضامن قرار دهد همانطوريكه اگر اصل متاع را تلف ميكرد ضامن نبود و اما اگر نماءات تلف نشده باشد در آن دو احتمال است :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 75
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥