زمين را از مشترى مطالبه كند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل بر اينكه بايع مىتواند زرع را قطع كرده و زمين خود را از آنفارغ و خالى كند اين است كه مشترى بواسطه عمل نكردن به شرط و تأخيرانداختن قطع ظالم محسوب شده و از باب اينكه حرمت و احترامى براى درخت ظالم نمىباشد بايع مىتواند آنها را از ريشه درآورده و زمينش را فارغ نمايد .
و اما منظور مصنف ( ره ) از اجرت ، اجرت زمين بابت مدتى است كه زرع را مشترى در آن باقى گذارده منتهى از دو حال خارج نيست يا عقد را مطلق واقع ساخته و در آن مدت قطع را به تصريح نام نبردهاند و يا بطور صريح وقت قطع را شرط كردهاند .
در صورت اول اگر مشترى از زمان امكان قطع آن را تأخير - بياندازد اجرت تمام مدت بعد از آن را بايد بپردازد ، و در صورت دوم اجرت مدت بقاء زرع بعد از زمان شرط را لازم است به بايد بدهد و سپس مىفرماين :
اگر بايع زرع را قبل از اوان قابليت براى قطع بفروشد در صورتى كه عقد مطلق باشد بر او لازم است تا اين زمان صبر نمايد چنانچه وقتى ميوه را قبل از چيدن بفروشد يا زرع را قبل از حصاد و به همين منظور بفروشد در صورت اطلاق عقد لازمست تا اوان چيدن ميوه و حصاد زرع تأمل و صبر كند .
قوله : و تفريغ ارضه منه : ضمير در [ منه ] به [ قصيل ] عائد است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 428
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٨