كه در حال تازه بودن چيده و از آن استفاده مىكنند مانند ريحان و سوسن عنبر و تره و امثال آن .
قوله : و البقل : بفتح باء و سكون قاف نوعا به گياهانى گويند كه بعد از خشك كردن به مصرف مىرسانند يا مصرف بعد از - خشگ نمودنشان بيشتر از صرف آنها در حال تازگى است نظير نعناع .
متن :
و لا تدخل الثمرة بعد ظهورها في بيع الأصول مطلقا ، و لا غيره من العقود ، إلا في ثمرة النخل فإنها تدخل في بيعه خاصة به شرط عدم التأبير ، و لو نقل أصل النخل به غير البيع فكغيره من الشجر .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
وقتى اصل درختان فروخته مىشود ميوههاى ظاهر و درآمده در اين بيع داخل نيستند مگر در درخت خرما به شرط آنكه تأبير نكرده باشند شارح ( ره ) مىفرماين :
حكمى كه مرحوم مصنف در اول نمود و فرمود ميوههاى ظاهر در بيع درخت داخل نيستند در مطلق ميوهها مىباشد چنانچه حكم مطلق عقود و لو غير بيع و شراء نيز همين است مگر تنها در درخت خرما كه در بيع اصل ميوه داخل بوده و به تبع آن منتقل مىشود مشروط به اين كه تأبير و تلقيح نشده باشد يعنى گردههاى نر را روى گردههاى ماده نريخته باشند .
و سپس مىفرماين :
و در صورتى كه آن را به غير عقد بيع خواهند انتقال دهند همچون
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 406
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٦