هنا ما يقصد من ثمرته ، ورقه كالحناء و التوت بالتاءين المثناتين من فوق خرطة و خرطات .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و نيز ثمار و حاصل گياهان و درختانى كه نحوه جدا كردن آنها از درخت بنحو [ خرط ] مىباشد مىتوان يك خرط يا خرطات متعددى از آن را فروخت .
مرحوم شارح مىفرماين :
[ خرط ] در لغت به اين معنا استكه دست را بر بالاى شاخهاى قرارداده به اين طرز كه قسمت فوقانى شاخه را در مشت ميگيرند آنگاه دست را به همين حالت بسته و مشت بر آن تا به انتهاء مىكشند تا بدين وسيله برگ را از آن جدا كنند و اين ضرب المثلى كه مشهور شده و مىگويند [ دونه خرط القتاد ] از همين باب است .
و منظور از طرح اين مسئله در اينجا اين استكه درختانى نظير [ حناء ] و [ توت ] كه برگ آنها بيش از ميوه ارزش دارد و به طرز [ خرط ] از شاخه جدا مىشوند مىتوان برگ را طبق قرار داد مقّرر در معامله خريد و فروش كرد .
قوله : ثمّ يمرّها عليه : ضمير در [ يمّرها ] به [ يد ] و در [ عليه ] بر [ قضيب ] راجع است .
قوله : الى اسفله : يعنى اسفل قضيب .
قوله : ليأخذ عنه الورق : ضمير در [ عنه ] به قضيب راجع است .
قوله : و منه المثل السائر : ضمير در [ منه ] به [ اصل ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 404
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٠٤