خورده و از كيسه او رفته است .
شارح ( ره ) مىفرماين :
موجود نبودن پول به اينست كه بايع شخص معسر و تنگدستى است كه آن را خرج كرده و اكنون قادر به پرداختش نيست يا قادرست ولى از ردّ كردن آن امتناع مىورزد و فرض اين است كه نمىتوان او را اجبار بر دادن آن نمود يا غير ايندو از اسباب عدم وصول مال به صاحبش مثل اينكه فوت شده و دست رسى به وارث او نيست يا اگر توصل به آنها هم ممكن باشد دريافت مال از ايشان غير ممكن است .
قوله : مال اهلها محترم به : ضمير [ اهلها ] به ارض صلح و در [ به ] به صلح راجع مىباشد .
قوله : ردّها على بايعها : هردو ضمير [ الامة ] راجع است .
قوله : و استعاد ثمنها منه : ضمير فاعلى در [ استعاد ] به مشترى و در [ ثمنها ] به [ امه ] و در [ منه ] به بايع عائد است .
قوله : ضاع على دافعه : ضمير در [ دافعه ] به [ ثمن ] راجع بوده و مقصود از [ دافع ] مشترى مىباشد .
متن :
و قيل : تسعى الأمة فيه لرواية مسكين السمان عن الصادق عليه السلام . و يضعف بجهالة الراوي .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و برخى از فقهاء فرمودهاند حكم در مسئله مذكوراينستكه كه جهت رساندن ثمن به مشترى لازمست كنيز كار كند و بعد از -
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 352
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٢