بهرهبردارى كرده مثل اينكه به مدت يك ماه از وى استفاده عملى نموده و به او فرمان انجام كار داده .
2 - منافع غير مستوفاة : يعنى منافعيكه صرفا در كنيز بوده بدون اينكه مورد بهرهبردارى مشترى واقع شوند نظير اينكه مدت يك ماه از او كار خدمت نخواست ولى اگر وى را اجازه ميدادند در قبال مدت مزبور اجرت كذائى مىپرداختند كه در اينجا اين اجرت را مشترى به صاحب كنيز بدهكار است .
قوله : لو كان قد احبلها : ضمير فاعلى در [ احبل ] به مشترى و ضمير مفعولى به كنيز راجع بوده و ترجه عبارت چنينست :
اگر مشترى كنيز را آبستن نمود و وى نيز فرزند را زنده زائيد .
متن :
رجع بها أي بهذه المذكورات جمع على البائع مع جهله بكونها مستحقة ، لما تقدم من رجوع المشتري الجاهل بفساد البيع على البائع بجميع ما يغرمه . و الغرض من ذكر هذه هنا التنبيه على مقدار ما يرجع به مالك الأمة على مشتريها الواطئ لها ، مع استيلادها .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
جميع امورى كه مشترى بعنوان غرامت به مالك پرداخت در صورتى كه جاهل بفضولى بودن معامله باشد مىتواند به بايع رجوع نموده و آنها را از وى بستاند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين حكم قبلا گفته شد و جهتش را اينطور تقرير نموديم كه مشترى اگر به فاسد بودن عقد جاهل باشد و بواسطه همين جهل متحمل
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 315
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٥