تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
دليل اين حكم دو امر است : الف : در باب عوض بعض و بجاى استمتاعى كه فاعل مىبرد بايد مهر المثل بپردازد زيرا اين مهر بمنزله قيمت المثلى استكه در غير بضع به عهده شخصى كه از متع استفاده نموده مىآيد . ب : روايتى كه دلالت بر [ عشر ] يا نصف آن مىكند طرح نموده و بر طبق قاعده عمل مىكنيم . و سپس مىفرماين : وجه ترديد مرحوم مصنف در مسئله و اينكه بطور قطع و جزم به يك طرف حكم نفرمود ممكن است دو امر باشد : 1 - توقف در حكم مسئله و منتهى نشدن به آن . 2 - اشاره نمودن به دو قولى كه در مسئله مىباشد نه آن‌كه خود بطور تخيير بين دو امر ( لزوم عشر و نصفش ، و مهر المثل ) حكم فرموده باشند . ولى مخفى نباشد كه مشهور به شقّ اول يعنى عشر و نصف آن قائل هستند . قوله : لانه القاعدة الكلية : ضمير منصوبى به [ مهر المثل ] راجع است . قوله : بمنزلة قيمة المثل فى غيره : يعنى همانطورى كه اگر شخصى در عين متاع كسى تصرف نمود و آن را تلف كرد هم چون مأكولات كه به خوردن از بين برد بايد قيمت آن را به صاحبش بدهد در اينجا نيز اگر كسى در كنيز ديگرى تصرف نمود و با وى همبستر شد عوض استمتاع را كه مهر المثل است بايد بپردازد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 313 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى