تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
شرح فارسى : براى اسقاط استبراء ممكن است بوسائلى متمسك شد از جمله : ابتداء كنيز را بزنى بفروشند پس از آن مشترى آن را از زن يعنى مالك جديد ابتياع كند نه از مالك قديم شكه مرد بوده در اينجا به لحاظ اطلاق خبرى كه گذشت چون ابتياع از زن صادق است لاجرم استبراء لازم نمىباشد چه آنكه نفس خريدن از زن كافى در سقوط استبراء مىباشد و لازم نيست از موطوئه بودن كنيز در امان بوده و اطمينان بعدم آن داشته باشد چه آنكه اينمعنا غير منصوص و دليل روائى بر آن قائم نيست . بلى ممكن است در مقام اقامه برهان چنين استنباط شود كه علت سقوط استبراء در جائى كه از زن خريده مىشود عدم وقوع وطى است لذا در جائى كه وقوعش ممكن است پس بايد استبراء شود نظير مورد بحث ولى اين علت مستنبط بوده و از نظر فقهاء ارزش ندارد و بعنوان دليل نمىتوان به آن تمسك كرد بلكه از باب مناسبت حكم با موضوع مىتوان آن را بر سبيل حكمت ذكر نمود و در عداد مؤيدات قرار داد . متن : أو تكون يائسة أو صغيرة ، أو حائضا إلا زمان حيضها ، و إن بقي منه لحظة . شرح فارسى : مورد سومى كه استبراء كنيز لازم نيست آن استكه وى زن يائسه يا دختر صغيره غير بالغه بوده يا در وقت بيع حائض باشد كه استبرائش تنها به پاك شدن از حيض است ولو يك لحظه بعد از بيع پاك شود و غير از آن استبراء ديگرى لازم نيست قوله : الا زمان حيضها : استثناء از عدم استبراء است :