كذلك ، و قيل : يصح استنادا إلى رواية ضعيفة ، و بالغ الشيخ فجوز ضميمة ما في الضرع إلى ما يتجدد مدة معلومة ، و الوجه المنع . نعم لو وقع ذلك بلفظ الصلح اتجه الجواز ، و فصل آخرون فحكموا بالصحة مع كون المقصود بالذات المعلوم و كون المجهول تابعا و البطلان مع العكس و تساويهما في القصد الذاتي و هو حسن ، و كذا القول في كل مجهول ضم إلى معلوم .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و نيز شير حيوان را تا ما دامى كه در پستان است و آن را ندوشيدهاند نمىشود مورد معامله قرارداد اگرچه با ضميمه چيز - ديگرى بوده نظير شير دوشيده شده .
شارح ( ره ) مىفرماين :
وجه اين حكم اين است كه شير دوشيده شده اگرچه معلوم است ولى ضميمه كردن آن بامر مجهول باعث مجهول شدن آن نيز مىشود .
و سپس مىفرماين :
در دو مسألهاى كه گذشت اگر ماهى و شير را بدون ضميمه - بفروشند اجماع فقهاء است كه باطل مىباشد و در صورت ضميمه نيز مشهور آن را صحيح نمىدانند ولى مرحوم شيخ طوسى در كتاب نهايه آن را صحيح دانسته و براى صحت آن بروايت ضعيفى تمسك نموده است و حتى در اين امر مبالغه فرموده و گفته است :
شيرى كه فعلا در پستان حيوان است مىتوان به شيرى كه ظرف مدتى بعد حاصل مىشود ضميمه نمود به شرط اينكه مقدار مدت مترقب
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 204
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٤