را معين كنند .
ولى از نظر ما حق اين است كه اين نحو معامله اگر به عنوان بيع باشد باطل است ولى تحت عنوان صلح اشكالى ندارد .
در مقابل دو قول نامبرده مرحوم علامه حلى در مسئله تفصيل داده و فرموده :
اگر مقصود اصلى از بيع شئ معلوم باشد و مجهول بعنوان تابع ملاحظه شود معامله صحيح است و در صورت عكس باطل است .
چنانچه اگر هردو از اين نظر مساوى بوده و بعنوان مقصود اصلى مورد معامله واقع شوند معامله نيز باطل مىباشد .
شارح ( ره ) اين قول را تحسين فرموده و مىفرمايد از مورد مسئله مىتوان تعدى كرد و ضميمه هرمعلوم بمجهوله را طبق فرموده مرحوم علامه حكم نمود .
قوله : و هو الثدى : كلمه ( ثدى ) بفتح ثاء سه نقطه و سكون دال به معناى پستان مىباشد .
قوله : ذات خلف او ظلف : مقصود از ( ذات خف ) - حيوانانى است كه پاهايشان همچون شتر برهنه و بدون سم است و از دومى حيواناتى است كه سم شكافته دارند نظير گوسفند و گاو .
قوله : رواية ضعيفه : مترجم گويد مقصود از روايت ضعيف روايتى است كه صاحب وسائل در ج 12 ص 259 به اين شرح نقل فرموده :
از محمد بن يحيى از احمد بن محمد از حسين بن سعيد از برادرش حسن از زرعه از سماعه قال : سئلته عن اللبن يشترى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 205
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٥