تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
جنايت را پرداخته و يا قيمت عبد را به او يا به ولى او بدهد لذا وقتى عبد را فروخت معنايش اين است كه ملتزم شده كه فداء يعنى اقل الامرين از ارش و قيمت را بپردازد . حال اگر فداء را به مجنى عليه پرداخت جاى صحبت نيست ولى در غير اين صورت مجنى عليه حق دارد كه عبد را استرقاق نموده و بدين وسيله بيع را عملا فسخ كند . البته فسخ بيع باسترقاق عبد وقتى صورت ميگيرد كه مقدار جنايت به قدر قيمت عبد باشد و در غير اين صورت به همان مقدار حق مجنى عليه معامله مبعّض مىگردد و در نتيجه مشترى نيز خيار تبعّض صفقه يا خيار شركت پيدا مىنمايد البته خيار مشترى در صورتى است كه به واقع امر مطلع نبوده و از روى جهل آن را خريده باشد و الا خيارش ساقطست قوله : لانه لم يخرج عن ملك مولاه بها : ضمير در ( لانه ) و ( مولاه ) به عبد و در ( بها ) به جنايت عائد است . قوله : و التخيير فى فكه : يعنى اختيار در آزاد كردن عبد را از جنايت با ولى است . قوله : ليستوفى من رقبته ذلك : مشار اليه ( ذلك ) اقل الامرين است . قوله : فاذا باعه بعد الجناية كان التزاما بالفداء : ضمير فاعلى در ( باعه ) به مولا و ضمير مفعولى آن به عبد راجع بوده و ضمير مستتر در ( كان ) به بيع عود مىكند و مقصود از ( فداء ) ارش جنايت است قوله : ان استبوعبت قيمته : ضمير مستتر در ( استوعبت ) به جنايت و در ( قيمته ) به عبد عائد است .